آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

317. این روزها

1393/3/3 14:32
نویسنده : مامان آرام
238 بازدید
اشتراک گذاری

این روزهامون روزای جالبی نیست به چند دلیل ... اول اینکه تو هفته ی پیش دیدم انگشتت باد کرده و سیاه شده ! بردمت دکتر گفت تبخال ه !!! ولی اول بهمون انتی بیوتیک داد گفت صبر کنین تا علایم تبخال بیاد ... خلاصه 5 روز انتی بیوتیک خوردی و ما شاد شدیم که تموم شد جمعه دیدم علایم تبخال پدیدار شد :( خلاصه درمان با قرص اسیکلوویر شروع شد و بالاخره دیشب دیدم داره خشک میشه :)

اون سری اول که رفتیم مطب خاله هانی هم بود و بهمون خوش گذشت راستی :)

بعد سه شنبه صبح زنگ زدن به مرتضی که منتقل شده به قم :(( باز گریه های من شروع شد :( سه شنبه رفتیم پیش مرضی و بعدشم رفتیم ماشین تحویل گرفتیم و چهارشنبه مرتضی رفت :( شب برگشت ولی پنجشنبه صبح رفت و امروز برمیگرده ... قراره روزهای زوج برگرده :( کی قراره این کارا تموم شه نمیدونم ... خیلی خسته کننده س :(

5شنبه رفتم پیش خاله مریم خونه ی خواهرش و زهرا فینگیلی رو دیدم :* 4شنبه هم خاله ها و نی نی ها پیشمون بودن و بهمون خوش گذشت ... خاله هانی و نسیما و مریم و تهمین :* 

پسندها (1)

نظرات (3)

مامان رومینا
2 خرداد 93 22:18
سلام آرام جون.آمیتیس نازمون چطوره. خیلی وقته که فرصت نکردم تا بیام و برات کامنت بزارم ولی همیشه بهتون سر میزنم .امیدوارم تبخال دخملمون هم زودتر خوب بشه.
مامان آرام
پاسخ
سلام خوبی بهار جون ؟ خوبیم ما رومینا خوشگله خوبه ؟ لطف میکنی خاله ما نیز میخونیم ولی به موبایل سخته و با این سرعت اینترنت
لی لی مامی آرشیدا
4 خرداد 93 21:33
عزیزدلم امیدوارم خوب شده باشی وسلامت وتندرست باشی وهیچوقت هیچوقت ناراحتی نبینی
مامان آرام
پاسخ
مرسی خاله جون همینطور ارشیدا خوشگلههه
ainaz
7 خرداد 93 18:40
اراااااااام ناخارت نباش زودی این روزا میگذرههههههههه باز دور هم بودین و خوش گذروندییییییییین پ من چییییی ایشالا امیتیس دیگه هیچوقت مریض نشه
مامان آرام
پاسخ
میگذره خاله ولی چجوریش مهمه مرسییی